طراحی سایت

قالب وبلاگ


طراحی سایت

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 توسط ali
NASA's multi-year hypersonic flight research program was designed to overcome one of the greatest aeronautical research challenges - air-breathing hypersonic flight. The X-43A was a small experimental research aircraft designed to flight-demonstrate the technology of airframe-integrated supersonic ramjet or "scramjet" propulsion at hypersonic speeds above Mach 5, or five times the speed of sound. Its scramjet engine is an air-breathing engine in which the airflow through the engine remains supersonic.

Far outpacing any supersonic aircraft, the three X-43A vehicles were designed to fly at speeds of Mach 7 and 10. Ultimately, the revolutionary technologies exposed by the Hyper-X Program promise to increase payload capacities and reduce costs for future air and space vehicles.

MicroCraft, Inc. of Tullahoma, Tenn., (now ATK GASL) was the industry partner chosen by NASA to construct the X-43 vehicles. The contract award announcement occurred on March 24, 1997, with construction of the vehicles beginning soon thereafter. Orbital Sciences Corporation's Launch Vehicles Division in Chandler, Ariz. constructed the Hyper-X launch vehicles.

The Hyper-X Phase I program was an agency-wide effort, conducted jointly by Dryden and Langley, to demonstrate technology that could ultimately be applied in vehicle types from hypersonic aircraft to reusable space launchers. Each of the vehicles is 12 feet long with a span of about five feeOne of the primary goals of NASA's Aeronautics Enterprise, as delineated in the NASA Strategic Plan, specified the development and demonstration of technologies for air-breathing hypersonic flight. Following the cancellation of the National Aerospace Plane (NASP) program in November 1994, the United States lacked a cohesive hypersonic technology development program. As one of the "better, faster, cheaper" program developed by NASA in the late 1990s, Hyper-X used National Aerospace Plane technology, and was to quickly moving it forward to the next step, which was demonstration of hypersonic air breathing propulsion in flight.
Project Objectives

The goal of the Hyper-X program were to flight validate key propulsion and related technologies for air-breathing hypersonic aircraft. The first two X-43 vehicles were scheduled to fly at Mach 7. This is far faster than any air-breathing aircraft have ever flown. The world's fastest air-breathing aircraft, the SR-71, cruises slightly above Mach 3. The highest speed attained by NASA's rocket-powered X-15 was Mach 6.7, back in 1967. The third X-43A was to reach a speed of Mach 10.

Flight at Hypersonic Speeds

The first X-43A was launched from the NASA B-52B on June 2, 2001. Shortly after ignition of the Pegasus, a failure occurred, and the booster had to be destroyed by the range safety officer. The subsequent investigation traced the mishap to a failure of the flight control system. This was due to incorrect modeling of the forces generated by a launch at 20,000 feet, rather than the normal 40,000 foot altitude. This lower drop altitude was necessary to achieve the Mach 7 burnout speed for separation of the X-43.

The investigation, making the necessary design changes, and proving that they would work required nearly three years of effort. The major change was raising the launch altitude to 40,000 feet, to make the Hyper-X profile similar to that of a standard Pegasus booster. To maintain the Mach 7 separation speed, some three thousand pounds of solid rocket propellant was removed from the Pegasus. (Solid rockets like the Pegasus cannot be shut down in flight, but rather must burn all their fuel.) Other modifications to both Pegasus and X-43A systems were also made to correct potential problems the investigation discovered.

The second X-43A was successfully flown on March 27, 2004. After separation from the Pegasus, the X-43A’s scramjet ignited. The engine was able to develop more thrust than the drag on the vehicle, and it accelerated. This was one of the research goals of the flight. The X-43A set a record speed of Mach 6.83 or about 4,900 mph. This was the first time a scramjet engine had ever operated in flight. After the engine burn was completed, the X-43A performed maneuvers for hypersonic aerodynamic data. It finally fell into the Pacific Ocean in the planned impact zone.

The third X-43A flight was planned to reach Mach 10. This flight involved considerably more unknowns than the Mach 7 mission. While a complete Mach 7 scramjet engine burn could be simulated in a wind tunnel, the same was not true at Mach 10. At this higher speed, wind tunnels could only create the proper conditions for 1/1000 of a second during a single run. With a burn time of some ten seconds, the third X-43A flight would return orders of magnitude more data at this speed than some four decades of ground testing.

The flight was made on Nov. 16, 2004, and reached a speed of Mach 9.6, or almost 7,000 mph. The X-43A was able to cruise at this speed, meaning engine thrust matched drag. This was the cruise speed for the vehicle design, and demonstrating this ability was a mission goal. The scramjet operated as predicted, showing the ground simulations were accurately. As with the previous flight, the X-43A performed maneuvers during the glide down for aerodynamic data, before hitting the Pacific.

The X-43A/Hyper-X program accomplished several important goals. It provided the first free flight data on scramjet engines. It also showed the predictive tools used to design the engine were accurate. They could then be used to design more advanced scramjets with longer burn times. The X-43A transformed a promising but unproved concept into a reality. The Hyper-X also trained a new generation of engineers, scientists, and researchers in hypersonic flight. Finally, it provided a glimpse into the future. The X-43A’s engine had operated for about ten seconds. 101 years before, the Wright brothers flew a heavier than air vehicle for 12 seconds.

For more X-43A information, visit: www.nasa.gov/missions/research/x43-main.html

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 توسط ali

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم اسفند 1389 توسط ali


موشکهای فضایی مانند موشکهای آتش بازی عمل می‌کنند. سوخت با ماده‌ای به نام اکسنده که حاوی گاز تسریع کننده احتراق یعنی اکسیژن است، ترکیب می‌شود. آنگاه این ترکیب که یک پیشران محسوب می‌شود، می‌سوزد و گازهای داغی را تولید می‌کند، این گازها منبسط شده ، از طریق یک دماغه خارج و باعث می‌شوند موشک به طرف بالا حرکت کند. این واکنش برای اولین بار در قرن هفدهم توسط دانشمند انگلیسی ، اسحاق نیوتن ، در قانون سوم حرکتش بیان شد. او اظهار داشت که برای هر عملی (خروج گازها در اینجا) عکس العملی است مساوی و مخالف جهت آن (در اینجا ، حرکت موشک).


نیرویی که یک موشک را به طرف جلو حرکت می‌دهد، نیروی پیشران نامیده می‌شود. قدرت نیروی پیشران به سرعت خارج شدن گاز خروجی بستگی دارد. نیروی پیشران به موشک شتاب داده ، باعث افزایش سرعت آن می‌شود. مقدار شتاب نیز بستگی به جرم موشک دارد. هر چه موشک سنگینتر باشد، برای رسیدن به فضا ، به نیروی پیشران بیشتری نیاز است. تا وقتی که موتورهای موشک ، روشن و در حال تولید نیروی پیشران هستند، شتاب فضا پیما نیز هر لحظه زیادتر می‌شود.

موتور موشک یا از پیشران مایع استفاده می‌کند یا جامد ، اما بعضی اوقات ، یک موشک کامل ممکن است. در مراحل مختلف از هر دو نوع پیشران استفاده کند. کارشناسان موشکهایی را پیشنهاد کرده‌اند که از
انرژی اتمی به عنوان سوخت استفاده می‌کنند، چرا که آنها از نظر مصرف انرژی بسیار مقرون به صرفه‌اند. اما ترس از خطر استفاده از سوخت اتمی مانع استفاده از این موشکها شده است.


موشکهایی با سوخت پیشران جامد

سوختهای پیشران از یک نوع سوخت و یک اکسنده تشکیل شده‌اند. برای روشن شدن موشک ، کافی است یک جرقه کوچک سوخت پیشران آنرا آتش بزند. سوخت آتش گرفته تا آخرین قطره می‌سوزد. گازهای حاصل از سوخت پیشران را از طریق دماغه انتهایی موشک خارج می‌شوند. اولین موشکها را احتمالا در قرن یازدهم میلادی در کشور چین ساخته‌اند. آنها موشکهایی بودند که از سوخت پیشران جامد استفاده می‌کردند. سوخت موشک یک نوع باروت بود که از مخلوطی از نیترات پتاسیم ، زغال چوب و سولفور تشکیل شده بود.

موشکهایی که از سوخت پیشران جامد استفاده می کنند، اغلب به عنوان موشکهای تقویت کننده‌ای استفاده می‌شوند که نیروی اولیه موشکهای بزرگتر را تأمین می‌کنند. موشکهای بزرگتر خود از سوخت پیشران مایع استفاده می‌کنند. بزرگترین موشکهای مصرف کننده سوخت جامد با 45 متر ارتفاع جزء موشکهای تقویت کننده
شاتل فضایی ایالات متحده محسوب می‌شوند. آنها حاوی 586500 کیلوگرم (2/1 میلیون پوند) سوخت پیشران هستند که بطور متوسط 13 میلیون تن (5/3 میلیون پوند نیرو) نیروی پیشران را تولید می‌کنند.

این موشکها را طوری طراحی کرده‌اند که بعد از اتمام سوخت و افتادن در دریا ، از دریا بیرون کشیده شده ، دوباره برای مأموریتهای بعدی سوختگیری می‌شوند. ساخت موشکهایی که از سوخت جامد استفاده می‌کنند چندان دشوار نیست. آنها مقدار زیادی نیروی پیشران را در یک مدت زمان کم تولید می‌کنند. تنها ایراد این نوع موشکها این است که بعد از روشن شدن به راحتی خاموش نمی شوند. به عبارت دیگر ، نمی‌توان آن را به آسانی تحت کنترل درآورد.

نیروی پیش برنده

شاتل فضایی ایالات متحده از موشکهای تقویت کننده عظیم الجثه‌ای برخوردار است که از سوخت پیشران جامد استفاده می کنند. این پیشران از پر کلرات آمونیم به عنوان اکسنده و پودر آلومینیوم به عنوان سوخت تشکیل شده است.


موشکهای با سوخت مایع

اکثر موشکهایی که از آنها در پروازهای فضایی استفاده می‌شود، از سوخت پیشران مایع بهره می برند. سوخت و اکسنده که در مخزنهای جداگانه‌ای نگهداری می‌شوند، هر دو مایع هستند. پمپهای قدرتمندی آنها را به محفظه احتراق می‌برند؛ در آنجا آنها باهم ترکیب شده ، شروع به تولید گازهای خروجی می‌کنند. گازهای مذکور نیز به نوبه خود از دماغه انتهایی موشک خارج می‌شوند. بعضی از موشکها از یک ماده قابل اشتعال سریع برای شروع احتراق استفاده می‌کنند. سوخت پیشران سایر موشکها هگام ترکیب سوخت و اکسنده شروع به احتراق می‌کند.

فرآیند احتراق پیشران مایع

اکسنده و سوخت باهم ترکیب می‌شوند و در محفظه احتراق شروع به سوختن می‌کنند. سپس گازهای خروجی حاصل از فرآیند احتراق از دماغه خارج و به عنوان نیروی پیشران ، موشک را به طرف جلو حرکت می‌دهند.


مراحل مختلف یک موشک

برای سفر به فضا ، یک موشک چند مرحله‌ای مورد نیاز است. هر کدام از این مراحل یک موشک جداگانه محسوب می‌شود که هم دارای منبع سوخت است و هم موتور. بسته به وزن محموله ماهواه ، از موشکهای تقویت کننده‌ای در کنار مراحل مختلف موشک برای افزایش نیروی موتورها استفاده می‌شود. مرحله اول ، کل موشک را از زمین بلند می‌کند و به محض اتمام سوخت از بقیه موشک جدا شده، به زمین سقوط می‌کند. آنگاه موتور مرحله دوم روشن می‌شود. بخاطر وزن سبکتر موشک در این مرحله ، شتاب موشک نیز بیشتر می‌شود؛ این سیر صعودی شتاب با جدا شدن هر مرحله از موشک ادامه می‌یابد. مرحله پایانی موشک قسمت حامل ماهواره را به فضا و به طرف مقصدش حمل می کند.

نویسنده.علی حسامی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389 توسط ali

 چگونه جهت یابی کنیم

ساعت مچی

در جهت یابی از طریق ساعت مچی ابتدا  عقربه ی ساعت شمار ساعت را در امتداد خورشید قرار  می دهیم  نیمساز زاویه ی بین  عقربه ی ساعت شمار وعدد12 جنوب را نشان میدهد


به وسیله ی یک تکه چوب دو سایه ایجاد می کنیم و روی هر سایه را با سنگ علامت می زنیم حال پای چپ خود را روی سنگ اول وپای راست خودرا رو سنگ دوم قرار میدهیم حالا رو به رو شمال را نشان میدهد  و ایرا بدانید که قبله در سمت  جنوب غربی است

هلال ماه

هنگامی که در نیمهی اول به هلال ماه نگاه می کنیم سمت خمیده ی ماه به سمت غرب است و در نیمهی دوم برعکس
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 توسط ali

دکتر فیروز نادری



 مطمئنأ هر ایرانی نام “دکتر فیروز نادری” را شنیده  ، شخصی که یکی از بزرگترین اشخاص نام آور مقیم خارج از کشور که در زمینه علوم فضایی و ناسا یک شخص بسیار معروف و شناخته شده برای دنیا میباشد ، مدیریت وی در پروژه مریخ و موفقیت وی در هدایت این پروژه  ماه ها جزو مهمترین اخبار شبکه های خبری جهان بود ….شخصی که بالاترین نشان ناسا را دریافت میکند و موثرترین فرد سال ایالات متحده معرفی میشود. شخصی ایرانی که بزرگتر از وی در دنیای علوم نداریم ….


دکتر فیروز نادری در  سال  1325 در شهر شیراز به دنیا آمد  ، تحصیلات  ابتدایی خود را در شیراز  و دوره متوسطه را در  دبیرستان اندیشه تهران به اتمام رساند سپس  در سال 1964 به آمریکا رفت  و پس  از  تحصیلات  کارشناسی و کارشناسی ارشد در  رشته مهندسی برق ،در سال 1976  تحصیلات  دکترای خود را در رشته مهندسی  الکترونیک  به پایان  رساند فیروز  نادری پس از اتمام تحصیلات خود در سال  1976 به وطن باز می گردد و فعالیت خود را در مرکز  سنجش از دور ايران در  تهران آغاز می کند و پس  از دو الی سه  سال  فعاليت در ايران به دليل نبود امکانات  مورد  نيازش برای  بسط  تحقيقات و پژوهش هایش  کشور را به مقصد آمريکا ترک می کند و در سال  1979، يعنی  حدود  29 سال  پیش فعاليت  خود  را  در ناسا  آغاز می کند. او در این مدت  مشاغل  فنی و مدیریتی  متعددی  را در زمینه ماهواره های مخابراتی  متحرک ، رادارهای سنجش  از دور  اقیانوسی ، رصد خانه های تحقيقاتی  اختر فيزيک و اکتشاف  مريخ  و ساير اجرام  منظومه شمسی بر  عهده  داشت .

نادری  علاوه بر اينکه مديریت طرح سرمنشاء را برای جستجوی سيارات فراخورشيدی بر  عهده داشت ، مديريت آزمونهای علمی پروازهای فضايی را که وظيفه اصلی اش رصد و  بررسی بادهای زمين از جو بود را نيز بر عهده داشت.


اوج موفقیت دکتر نادری در مدیریت پروژه مریخ و هدایت مریخ نوردهای روح و فرصت بود ، پروژه ای که اگر دکتر نادری نبود شاید تا سال ها و حتی ده ها سال آینده نیز ناسا موفق به اتمام رساندن آن نمیشد. نادری از سال ۱۹۹۶ مدیر برنامه منشاء حیات ناسا بود. وی در سال ۱۹۷۶ به “جی پی ال“ پیوست و به عنوان مدیر آزمایشات پروازی علوم فضا و مدیر طرح تفرق سنج ناسا به كار پرداخت. علاوه بر اینها وی در مركز مدیریت ناسا، سرپرستی برنامه فناوری ارتباطات پیشرفته ماهواره‌ای را بر عهده داشت و در “جی پی ال“ نیز مدیر برنامه ماهواره‌های متحرك بود. در سال 2000 میلادی دانشمندان بزرگ ناسا پس از دو بار ناکامی در هدایت و مدیریت پروژه اکتشافی مریخ ، و تحمل زیان های میلیارد دلاری تصمیم میگیرند که این پروژه نا موفق را متوقف کنند اما راه کار ها و جدیت دکتر نادری باعث میشود که ناسا مدیریت این پروژه را به دکتر نادری واگذار کند و مجدد میلیون ها دلار هزینه کند .دکتر نادری با قبول این سمت باید تمام تحقیقات مربوط به مریخ را هدایت و برنامه ریزی كند. دکتر نادری و دیگر دانشمندان ناسا پس از چند سال تلاش و آماده کردن مریخ نوردهای جدید ، تصمیم به عملی کردن پروژه اشان یعنی نشاندن وهدایت مریخ نوردهای روح و فرصت بر روی کره مریخ میکنند . این پروژه البته چندان هم راحت نبود چرا که امکان نابودی ” ماشین های مریخ نورد  روح و فرصت ” در حین پرواز به سوی مریخ و همچنین فرود آن وجود داشت ( بیاد دارم در این مقطع تمام تلویزیون های خبری دنیا با اضطراب و نگرانی زمان فرود این مریخ نشین را دنبال میکردند چرا که ممکن بود با اشتباهاتی که رخ دهد و یا اتفاقات پیش بینی نشده این مریخ نورد ها با کوه ها برخورد و یا در گودال های بسیار عمیقی که در مریخ هستند فرود آید و یا اتفاقات زیاد دیگر ، که یعنی شکست این پروژه اما با نشستن این مریخ نشین تمام شبکه های خبری سریع این خبر را پوشش دادند ، در عکس زیر هم خوشحالی بزرگترین دانشمندان ناسا را میتوانید در این لحظه ببینید ) نادری در توصیف موفقیت پروژه اش میگوید :  دو شبی که ما به وسیله ی روح و فرصت بر روی مریخ فرود آمدیم و نیز زمانی که از آشیانه ی خود خارج شدند، به عنوان یکی از بهترین لحظات زندگی ام برای همیشه در ذهنم باقی است. مریخ نورد روح و فرصت تا کنون تحولی در اکتشافات مریخ به وجود آورده اند. شاید تجربه ی ناسا در ماموریت رهیاب مریخ باعث شد تا عمر روح و فرصت را 90 روز تخمین بزند ولی پس از اتمام 90 روز اخلالی در مریخ نوردها حس نمی شد و ناسا 5 ماه دیگر ماموریت آنها را تمدید کرد و اخیرا نیز بازهم ماموریت آنها 7 ماه تمدید شد.دکتر نادری در این پروژه از همکاری 4 دانشمند بزرگ ایرانی دیگر هم سود میبرده که یکی از آنها دکتر بهزاد رئوفی بوده.وی پس از موفقیت در مدیریت این پروژه ترفیع درجه میگیرد و هم اکنون معاون آزمایشگاه پیشرانش جت ، مدیر ارشد برنامه های راهبردی “جی پی ال” ناسا و مدیر پژوهش های کل منظونه شمسی  میباشد. وی در همین سال ( 2004 ) موفق به دریافت بالاترین نشان ناسا و موثرترین فرد سال آمریکا شناخته میشود.


دکتر نادری  اعتقاد  دارد  که حيات  به کره زمين  محدود  نمی شود و اعتقاد به حیات در خارج از منظومه شمسی دارد . وی میگوید : من مطمئن هستم که حیات به کره زمین محدود نمیشود و در داخل منظومه شمسی احتمال حیات در مریخ و یکی از اقمار مشتری به نام اروپا زیاد است . وی میگوید : اکتشافات ما نشان میدهد که در زمان حال یا باستان در کره مریخ آب مایع وجود دارد و یا داشته و همین اکتشافات احتمال وجود حیات را زیاد میکند. دکتر نادری میگوید : البته در منظومه شمسی حیات بصورت کره زمین نیست بلکه اگر حیاتی باشد بصورت تک سلولی یا چند سلولی خواهد بود.مديريت   نادری  در ماموريت های  مريخ  در حالی  با موفقيت  فراوان  و  غير قابل   تصور  روبرو بوده است  که ناسا  و شوروی  سابق  از  40  سال  پيش می خواستند  به مريخ  بروند. اما  بيش  از  دو سوم ماموريت ها به دليل  دشواريهای بسِار  زياد آن  با  شکست   مواجه  شده  بود  و در سال  2001 او و تيم  تحت  مديريتش موفق  شدند “مدار گرد ” اودیسه  را به مدار  مريخ بفرستند  و مريخ نورد  روح را در  سطح  مريخ  فرود  بياورند و مريخ  نورد دو قلوی آن به نام   فرصت  هم  پنجم  بهمن  ماه  سال  2004  در مريخ  بر زمين  نشست و حالا  زمينی ها می  توانند  هر دو  سال یکبار به مريخ  بروند و در سال 2015  نمونه هایی از اين  سياره  را به  زمين  بياورند.نادری معتقد هست که تا سال 2030 سفر به مریخ امکان پذیر نخواهد بود اما معتقد هست که تا سال 2015 میتواند انسان در ماه زندگی کند.

بزرگ‌ترین افتخار نادری دریافت بالاترین نشان سازمان فضایی ناسا ” مدال خدمت برجسته “  و انتخاب وی به عنوان موثرترین فرد سال در ایالات متحده است .


دکتر فیروز نادری قرار بود که در ایران حضور به هم رساند اما مشکلات  کاری وی باعث شد که سفر خود به ایران را به تعویق بیندازد ، متن دکتر فیروز نادری و پوزش وی از تأخیر در ورود به ایران این چنین است :پس از 28 سال، با شور و اشتیاقی فراوان در آستانه سفری به کشورم قرار داشتم تا نه تنها با خانواده ام و شهر و کشورم دیدار کنم بلکه بتوانم با جوانان کشورم و سازمانهای علمی پیشرو در تهران و شیراز به گفتگو بنشینم.در این مدت واکنشها و لطف مردمی که به نوعی مخاطبان سفر من به شمار می رفتند و به ویژه دانش جویان ، اساتید دانشگاه، و اصحاب رسانه مرا در بر گرفت . با وجود این زندگی همواره آنگونه که ما می خواهیم به پیش نمی رود. رخ دادن اتفاقی که در حوزه مسولیتی من قرار داشت ( و در باره یکی از کاوشگرهای عازم سیاره مریخ بود) ، مرا ناچار به حضور مستقیم در لس انجلس و در نتیجه لغو سفرم به ايران  کرد.من مایلم در این فرصت از جمعی که وقت با ارزششان را صرف برنامه ریزی و هماهنگی این سفر کردند تشکر و قدردانی کنم به ویژه از پرفسور وفایی ار دانشگاه صنعتی شریف، پرفسور مدرس از دانشگاه تهران و پرفسور ریاضی و پرفسور براتی از دانشگاه شیراز. همچنین مایلم سپاسگزاری خود را ازگروهی از روزنامه نگاران علمی بسیار خوب کشور  ابراز کنم .امیدوارم به زودی همه شما را ملاقات کنم همه شما با محبتی که نسبت به من روا داشتید در قلب من جای دارید. با بهترین آرزوها فیروز نادری لس آنجلس چهارشنبه ۱۵فوریه

 امیدواریم که ورود دکتر فیروز نادری ، باشکوه و در خور حضور برترین شخص  ایرانی در جهان باشد …. به امید اینکه روزی تعداد دانشمندان و افتخار آفرینان ایران بیشتر و بیشتر شود . در این ایمیل سعی شده بود که مطالب به زبان ساده بیان شود و همچنین جامع و روشن باشد  این ایمیل حاصل زحمتی چند ساعته و تجربیات گذشته میباشد ، لذا خواهشمندیم از کپی کردن این متن بدون ذکر نام نویسنده ، ایمیل نویسنده و سایت و گروه جدأ خودداری کنید . ( استفاده از این گزارش با ذکر منابع مشکلی نخواهد داشت ) 



نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم شهریور 1389 توسط ali



برای دیدن عکس های مطلب زیر به ادامه ی مطلب بروید

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم شهریور 1389 توسط ali

سیاه چاله چیست؟

وارد شدیم موتور راکت های خود را خاموش می کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ به طور ساده سیاه چاله قسمتی از فضا است که جرم متمرکز بسیار زیادی دارد بطوری که هیچ جسمی هیچ شانسی برای فرار از جاذبه ی اون نداره تا به امروز بهترین تئوری برای جاذبه تئوری نسبیت اینشتین است و ما باید در نتایج این نظریه به اندازه ی کافی دقیق شویم تا بتوانیم سیاه چاله ها را در جزئیات این نظریه پیدا کنیم اما بیایید قدم ها را کم کم برداریم و به جاذبه فکر کنیم.

فرض کنید شما روی سطح سیاره ای ایستاده اید و سنگی را به هوا می اندازید اگر اونو به اندازه ی کافی با شدت به بالا پرتاب نکنید اون سنگ به اندازه کمی بالا می رود اما بعد از مدتی به علت شتاب جاذبه زمین اون سنگ شروع به سقوط می کنه اگر شما به اندازه ی کافی اون سنگ رو محکم به هوا پرتاب کنید شما می توانید اون رو از دام جاذبه ی اون سیاه خارج کنید و اون تا ابد در حال اوج گیری نسبت به اون سیاره به حرکت خود ادامه می دهد به سرعتی که شما لازم دارید تا سنگ از جاذبه ی اون سیاره فرار کند " سرعت گریز " گفته می شود همان طور که حدس زده می شود سرعت گریز به جرم سیاره بستگی داره اگر سیاره به اندازه ی کافی جرم زیاد داشته باشد قاعدتا سرعت گریز بیشتری را طلب می کند البته این تنها عامل سرعت گریز نیست بلکه فاصله ما تا مرکز سیاره هم شرط دیگری است که بر سرعت گریز تاثیر می گذارد رابطه ی فاصله با سرعت گریز رابطه ی عکس است برای مثال سرعت گریز از سطح سیاره ی زمین 11/2 کیلومتر بر ثانیه است یا 25000 مایل بر ساعت در صورتی که سرعت گریز از سطح ماه فقط 2/4 کیلومتر بر ثانیه است یا 5300 مایل بر ساعت (برای تبدیل این سرعت ها از سیستمی که در پایین صفحه قرار دارد می توانید استفاده کنید)

حال تصور کنید که جسمی با جرمی فوق العاده زیاد و شعاع فوق العاده کم داریم که سرعت گریز از سطح آن به اندازه ی سرعت نور است

برای یادآوری عرض کنم که سرعت گریز را از رابطه ی زیر محاسبه می گردد :

که در آن V سرعت گریز از مرکز ، M جرم سیاره ، G ثابت گرانش و R فاصله ما تا مرکز سیاره است که اگر ما روی سطح آن قرار گرفته باشیم برابر با شعاع آن سیاره خواهد شد.

شروع اولیه ی مطالعه ی چگالی شدید سیاه چاله ها در سده ی 18 شروع شد ، تقریبا به فاصله ی کمی از انتشار نظریه ی نسبیت اینشتین کارل شوارتسشیلد موفق به حل معادله ای شد که در مورد یک شی بحث می کرد بعد ها اشخاصی مانند اپنهایمر ، ولکف و اشنایدر در سال 1930 متوجه وجود شی ای به نام سیاه چاله در جهان شدند (البته واژه ی سیاه چاله در سال 1969 توسط دانشمندی به نام جان آرچیبالد ویلر ابداع شد) این دانشمندان نشان دادند که وقتی ستارگان پر جرم سوخت خود را به طور کامل از دست می دهند نمی توانند خود را تحمل کنند و نیروی جاذبه خودشان بر خودشان غلبه می کند و آنها را به اصطلاح رمبیده می کند به درون خود.

در جهان نسبیت گرانش خود را در لباس خمش فضا و زمان نشان می دهد . اجرام پر جرم فضا زمان را خمیده می کنند ، به این دلیل است که هندسه نمی تواند آن را توصیف کند در کنار سیاه چاله خمش فضا بسیار شدید است و به همین دلیل خصوصیتهای سیاه چاله عجیب به نظر می رسد

سیاه چاله ها دارای خصوصیتی به نام افق رویداد است این افق رویداد سطحی کروی شکل است که از آن به مرز سیاه چاله ها نام برده می شود شما می توانید داخل آن شوید اما نمی توانید از آن خارج شوید در واقع به محض آنکه شما وارد آن شوید شما محکوم شده اید که به سمت مرکز تکینگی که در مرکز سیاه چاله واقع شده است کشیده شوید .

شما می توانید فکر کنید که افق رویداد مکانی است که سرعت گریز از آن برابر با سرعت نور است قاعدتا خارج است افق رویداد سرعت گریز کمتر از سرعت نور است

برای یک رصدگر وقتی که به افق رویداد نگاهی می اندازیم البته نه با امکانات رصد چشمی بلکه رادیویی و ... افق رویداد را سطحی کاملا کروی ثابت خواهیم یافت ولی اگر به آن کمی نزدیک تر شویم متوجه تندی آن می شویم در واقع اون دارد با سرعت نور حرکت می کند پس ما برای اینکه بتوانیم از سیاهچاله فرار کنیم باید سرعتی مافوق نور داشته باشیم .

هنگامی که به افق وارد شوید مختصات وضعیت فاصله شما از مرکز به طور شتابداری کم می شود ولی در عوض به خاطر هندسه ی منحصر به فرد سیاه چاله ها مختصات زمان شما به طور شتابدار به سمت جلو می رود به طوری که شما فلواقع در آینده به سر خواهید برد.

اندازه ی سیاه چاله ها چقدر است ؟

برای این سوال 2 جواب وجود دارد یکی اینکه ما از دیدگاه جرم به سوال بنگریم پس بهتر است بپرسیم که جرم سیاه چاله ها چه اندازه است ؟ یا اینکه از لحاظ اشغال فضا یا همان حجم سیاه چاله ها را بررسی کنیم پس در آن صورت بهتر است بپرسیم که حجم سیاه چاله ها چه اندازه است ...

پس بیایید ابتدا در مورد جرم آنها بحث صحبت کنیم .

به طور کلی هیچ حدی برای بزرگی جرم یا کوچکی جرم یک سیاه چاله نداریم و نمی توان گفت فلان سیاه چاله پر جرم ترین یا آن یکی کم جرم ترین آنهاست .

ابتدا ما باید بدانیم که چقدر جرم لازم است تا چگالی به آن زیادی را ایجاد کند حال ما

می دانیم که سیاه چاله ها سرنوشت ستارگان پر جرمی بوده اند و همچنین ما انتظار داریم وزن سیاه چاله ها بیشتر از وزن ستارگان پر جرم باشد به طور استاندارد سیاهچاله 10 برابر جرم خورشید جرم دارد یا به طور تقریبی

همچنین ستاره شناسان حدس می زنند که سیاه چاله های پر جرمی در وسط کهکشان ها وجود داشته باشند که جرم آنها چیزی در حدود

یعنی یک میلیون برابر جرم خورشید .

دومین برداشت ما از سوال مربوط به حجم اشغالی سیاه چاله در فضا بود ، در واقع شعاع شوارتسشیلد (منظور همان شعاع کره ی افق رویداد است) و جرم یک سیاه چاله در تناسب نسبت به هم قرار دارند اگر جرم سیاه چاله ای 10 برابر  سیاه چاله ی دیگر باشد شعاع شوارتسشیلد آن هم 10 برابر آن یکی است برای مثال اگر جرم سیاه چاله ای به اندازه ی جرم خورشید باشد شعاع شوارتسشیلد آن 3 کیلومتر خواهد بود یا به ترتیب سیاه چاله هایی که 10 برابر و 1 میلیون برابر جرم منظومه ما جرم دارند(سیاه چاله ی واقع در مرکز کهکشان ما) دارای شعاع 30 کیلومتر و 3 میلیون کیلومتر هستند . 3 میلیون کیلومتر شعاع به نظر ما بسیار زیاد می آید ولی در واقع در مقابل استاندارد های موجود شعاع زیاد بزرگی هم محسوب نمی شود برای مثال خورشید ما دارای شعاع 700000 کیلومتر است و سیاه چاله های پر جرم تر شعاعی به اندازه ی 4 برابر شعاع خورشید دارند .

اگر من به داخل سیاه چاله وارد شوم برای من چه اتفاقی خواهد افتاد ؟

(اول این فرض را بکنیم که در هنگام ورود به داخل سیاه چاله ما نسوزیم)

حال بیایید فرض کنیم که با کشتی فضایی خود یکراست وارد سیاه چاله ی موجود در وسط کهکشان شدیم (البته وجود سیاه چاله در وسط کهکشان ما یک فرضیه است و هنوز اثبات نشده است ولی بیایید فرض وجود آن را بکنیم) هنگامی که

در ابتدا شما به هیچ وجه میدان گرانشی را در اطراف خود احساس نمی کنید  بعد شما سقوط می کنید تمام قسمت های بدن شما و کشتی فضایی شما کش می آیند و شما احساس سنگینی می کنید (این همان احساسی است که فضانوردان حین برگشتن به مدار زمین احساس می کنند) همان طور که به مرکز چاله نزدیک می شویم شما احساس نیروی گرانش به صورت جزر و مدی خواهید داشت به این صورت که پای شما به چاله نزدیک تر از سر شماست و اختلاف گرانش به حدی می شود که شما این احساس جزر و مدی را در بدن خود احساس می کنید به صورت خلاصه شما احساس کشیدگی در بدن خود می کنید ؛ این نیروهای جزر و مدی گرانش ثابت نمی مانند و تغییرات آن هرچه به مرکز بیشتر نزدیک می شوید بیشتر می شود و در نهایت شما قطعه قطعه خواهید شد .

برای سیاه چاله ها بلندی مانند آنچه در آن افتادیم در ابتدا نیروهای جزر و مدی گرانش اصلا قابل توجه نیستند و تا فاصله ی 600000 کیلومتری از مرکز سیاه چاله اصلا احساس نمی شوند ؛ حال اگر ما وارد سیاه چاله ی کوتاهی شده بودیم نیروهای جزر و مدی زودتر به اذیت کردن ما می پرداختند و از فاصله ی 6000 کیلومتری از مرکز به بعد اثرات خود را بروز می دادند (و دلیلی که ما سیاه چاله ی بلند را برای سقوط خود انتخاب کردیم این بود که بیشتر بتوانیم زنده بمانیم و تحقیق کنیم )

ممکن است سوال کنید که ما تا اینجا داشتین احساس می کردیم ما در حال سقوط چه چیزی خواهیم دید ؟ و جواب خواهید شنید که لزوما ما نباید چیزی ببینیم شاید ما شاهد تکه تکه شدن چیزهای دیگری باشیم که آنها هم مانند ما در حال سقوط هستند البته بعد از آنکه نور تابشی آنها به ما برسد شما در حال سقوط می توانید اجرامی را ببینید که هنوز سقوط نکرده اند ولی آنها به هیچ وجه شما را نخواهند دید و دلیل آن هم آشکار است که نوری که شما از خود منتشر می کنید قادر به گریز از افق نیست پس به چشم آن شخص خارج از افق رویداد نخواهد رسید .

سوال دیگر اینکه چقدر این فرآیند سقوط طول خواهد کشید ؟ جواب آن بستگی به این دارد که شما از کجا شروع کرده باشید بگذارید از آنجا آغاز کنیم که 10 برابر شعاع آن سیاه چاله از آن فاصله داشته باشیم خوب برای یک سیاه چاله با جرم یک میلیون برابر جرم منظومه شمسی ما این فرآیند و سقوط ما 8 دقیقه تا رسیدن به افق به طول خواهد انجامید بعد از آن 7 ثانیه دیگر مهلت خواهید داشت و بعد از 7 ثانیه شما به مرکز تکینگی یا مرکز سیاه چاله رسیده اید ! حال شما اگر این مسئله را برای سیاه چاله ای کوچکتر در نظر بگیرید این فرآیند سریع تر انجام خواهد شد هنگامی که شما در حال سقوط هستید تمامی موتور و توان خود را در 7 ثانیه به کار خواهید گرفت تا اینکه شاید بتوانید از چنگ سیاه چاله بگریزید اما این کار به شما کمک که نمی کند هیچ باعث می شود که شما به مرکز تکینگی بیشتر نزدیک شوید پس بهتر است که آرام بنشینیم و این شعر را بخوانیم :

خیام اگر ز باده مستی خوش باش                     با ماه رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است              انگار که نیستی چون هستی خوش باش

دوست من که در جای امنی ایستاده من را در حال سقوط چگونه می بیند ؟

دید دوست من کاملا با دید من فرق خواهد داشت هنگامی که من به افق رویداد نزدیک و نزدیک تر می شوم دوست من حرکت من را آهسته تر از قبل می بیند در واقع فرقی نداره که دوست من چه مدت صبر کنه او هیچ وقت رسیدن من را به افق نخواهد دید همچنین دوست من من را کوچکتر و کوچکتر خواهد دید و این دلیلی است که ما به سیاه چاله ها ستاره ی فریز شده یا یخ زده می گوییم چرا که ما اون رو به همین حال درک

می کنیم .حال باید سوال کنیم که چرا من باید در نظر او چنین بیایم ؟ دلیلش خطای دید است در واقع خود ما می دانیم که زمان تا بینهایت طول نمی کشه تا من به افق حادثه برسم (همان طور که گفته شد تا افق حادثه 8 دقیقه و بعد از آن چند ثانیه) هر چقدر که من به افق نزدیک تر می شوم نوری که از من ساطع می شود باید تلاش بیشتر و بیشتری کنه تا به چشم دوستم بیاید در واقع نوری که من از خود ساطع می کنم در حال بلعیده شدن توسط سیاه چاله است و هرگز به دوستم نخواهد رسید .

پس تا اینجا دانستیم که زمان در کنار افق حادثه کند تر از فاصله ی دورتر از آن می گذرد پس اگر معجزه ای بشود و من بتوانم با کشتی فضایی خود نزد دوستم بازگردم او را پیر خواهم دید .

خوب حالا بگویید که کدام یک از این 2 توضیح صحیح تر است؟(خطای دید یا کندی زمان)

جواب این سوال هم بستگی به این دارد که شما سیاه چاله را در چه مرجع و مختصاتی بررسی کنید اگر از مختصات شوارتسشیلد استفاده کنید شما وقتی به افق می رسید که زمان بینهایت شده باشد در واقع مختصات شوارتسشیلد در کنار افق رویداد بینهایت انحراف بر می دارد اگر مختصات شوارتسشیلد را در نظر بگیریم در نظر ما زمان بینهایت نمی شود ولی زمان در دید دوست ناظر بر ما زمان بینهایت بر ما می گذرد به طور واضح تر اینکه نور بینهایت زمان لازم دارد تا به دوست شما برسد .

پس هم مختصات استاندارد جوابگوی ما است و هم مختصات شوارتسشیلد ولی طرز بیان در هر 2 گوناگون و درست است .

در عمل طولی نمی کشد که شما از دید دوست خود ناپدید می شوید در واقع طول موج نوری که از سیاه چاله بر می آید به سمت قرمز است برای روشن تر شدن موضوع اگر شما نوری را از خود با طول موج خاصی ساطع کنید به دوست شما همان نور با طول موج بلند تر خواهد رسید قاعدتا این درست است که بگوییم که هر چه ما به افق رویداد نزدیک و نزدیک تر می شویم طول موج ارسالی از طرف ما بلند و بلند تر می شود در آخر نوری برای دریافت دوست شما باقی نخواهد ماند نور متساعد شده از شما ابتدا به شکل مادون قرمز دریافت می شود و سپس به صورت موج های رادیویی و ...

نکته : به یاد داشته باشید که نور از بسته هایی به نام فوتون تشکیل شده اند

پس به یاد داشته باشید که تا آخرین لحظه که شما هنوز به داخل افق نیافتاده اید آخرین فوتون ارسالی شما به دوست شما خواهد رسید البته در مدت زمان کمتر از یک ساعت در سیاه چاله ای با جرم 1 میلیون برابر جرم منظومه شمسی بعد از رد شدن شما از افق حادثه دیگر هیچ نوری برای دوست شما ارسال نخواهد شد .

اگر سیاه چاله وجود دارد آیا می تواند تمامی جرم های عالم را در خود ببلعد؟

خیر سیاه چاله ها یک افق رویداد دارند در واقع همان منطقه ای که کسی نمی تواند از آن فرار کند اگر کسی از آن رد شود حکم آن جسم لمس تکینگی و همانا فناست ولی در دورتر از این افق شما می توانید از مکیده شدن فرار کنید در واقع قدرت مکش یک سیاه چاله که جرمش به اندازه ی منظومه شمسی ما است در خار ج از افق رویداد به

اندازه ی مکش منظومه ی شمسی در مقابل سایر اجرام است

اگر خورشید سیاه چاله شود چه اتفاقی خواهد افتاد ؟

اول بگذارید خیالتان را راحت کنم که خورشید هیچ گاه سیاه چاله نخواهد شد  چرا که قبلا گفته شده بود که برای سیاه چاله شدن 10 برابر جرم خورشید جرم لازم است

خورشید می تواند تا 5 بیلیون سال نیز می تواند به زندگی خود ادامه دهد بعد از آن تبدیل به غول قرمز می شود در مدتی که دارد بزرگ و بزرگتر می شود  همه چیز را به اصطلاح می خورد عطارد و زهره و متاسفانه زمین را ؛ بعد از آن خورشید به پایان زندگی خود

می رسد و تبدیل به یک کوتوله ی سفید می شود .

ببخشید از سوال اصلی خارج شدیم سوال این بود که چه می شد اگر خورشید به دلایلی به سیاه چاله تبدیل می شد ؟ تنها اثری که این واکنش دارد این است که دور و بر خورشید تاریک و بسیار سرد می شد زمین و سایر سیارات به داخل سیاه چاله کشیده نمی شوند آنها به همان نظمی که هم اکنون دارند به دور خورشید می چرخند به دور سیاه چاله ی خورشید خواهند گشت شاید بپرسید چرا ؟ دلیل آن هم کوچکی شعاع شوارتسشیلد آن است فقط 3 کیلومتر شعاع شوارتسشیلد سیاه چاله خواهد شد و سیاه چاله نخواهد توانست سیارات را که به این دوری هستند ببلعد .

آیا مدرکی بر وجود سیاه چاله ها ارائه شده است ؟

بله شما مستقیما نمی توانید سیاه چاله ها را ببینید به این دلیل که نوری از افق رویداد نخواهد گذشت واین به این معنی است که ما باید دنبال مدرک غیر مستقیم باشیم

فرض کنید شما منطقه ای از فضا را پیدا کرده اید که احتمال می دهید در آنجا

سیاه چاله ای حضور داشته باشد چطور می توانید چک کنید که حدس شما در مورد وجود یا وجود نداشتن آن درست بوده است یا نه ؟ اولین چیزی که شاید به ذهن ما بیاید این است که بیاییم ببینیم که چقدر جرم در آن ناحیه از فضا وجود دارد اگر شما متوجه جرم متمرکز زیادی شدید و اگر آن جرم تاریک بود درست است این یک حدس احتمالا درست در مورد وجود سیاه چاله در آن ناحیه است 2 راه برای این کارهایی که کردیم وجود دارد یکی اینکه مرکز کهکشان هایی مانند راه شیری را جستجو کنند آنجا می توان هم جرم را پیدا کرد و هم چیزهای دیگر و دوم استفاده از سیستم دودویی اشعه ایکس ساطع شده از مرکز کهکشان بر طبق چیزهایی که اینجا برشمردیم 2 دانشمند در سال 1995 به نام های کورمندی و ریچستون 8 کهکشان را یافتند که در وسط آنها جرم تاریک و زیادی بود جرم هسته ی این کهکشان ها بین یک میلیون تا چندین بیلیون برابر جرم خورشید بود جرم آنها از روی سرعت ذرات گازی که دور آنها می گشتند حساب می شد

دلیلی که می شد آورد برای آنکه آن اجرام را سیاه چاله قلمداد کنند این بود که یک سخت بود که فکر کنیم چیز دیگری غیر از سیاه چاله ها در آن قسمت وجود دارد یعنی به آن چگالی و تاریکی یعنی در آن قسمت نمی توانست خوشه های ستاره ای وجود داشته باشد دوم اینکه تنها تئوری ای که می توانست معمای اجرامی مانند کوازارها و کهکشان های فعال را حل کند این بود که باید در وسط کهکشانها سیاه چاله های پر جرمی باشند  اما دلیل دومی زیاد محکم نیست .

2 تا از جدیدترین اکتشافات قوی ترین پشتیبان برای نظریه ی وجود سیاه چاله ها در وسط کهکشان هستند  اول آنکه در نزدیکی کهکشانهای فعال چشمه ی تشعشع

یافته اند به این معنی که منبعی از ماکروویو های قدرتمند پیدا شده است اون هم در هسته ی کهکشان ها . دانشمندان توانسته اند با تحلیل موجها نقشه ای از سرعت پخش گازها با وضوح بالا تهیه کنند . در واقع آنها این کار خود توانستند سرعت را در کمتر از نصف یک سال نوری از مرکز کهکشان بدست بیاورند . در این اندازه گیری آنها توانستند نتیجه بگیرند که شی پر جرمی که در مرکز کهکشان وجود دارد شعاعی کمتر از نصف سال نوری دارد و این سخت بود که به جای سیاه چاله ما انتظار چیز دیگری در وسط کهکشان باشیم که هم پر جرم باشد و هم در حجم کمی باشد .(این تحقیقات در تاریخ 21   January سال 1995 از مجله نیچر شماره ی 373 برداشت شده است)

دومین کشف کار جمع کردن مدارک را بر عهده دارد . ستاره شناسان پرتو ایکس توانستند خط نوری کشف کنند که نشان از آن داشت که در مرکز و هسته ی کهکشان ها اتم ها با سرعت زیادی در حال حرکت هستند تقریبا با سرعت یک سوم سرعت نور به علاوه پرتویی که از این اتم ها خارج می شد انتقال به سمت قرمز داشتند (انشا الله در مورد انتقال به سمت قرمز مقاله ای در همین وبلاگ خواهید دید ) که ما این انتظار را از اشعه های ساطع شده در کنار افق حادثه ی یک سیاه چاله داریم (این تحقیقات در تاریخ 22 june سال 1995 از مجله نیچر شماره ی 375 برداشت شده است)

سیاه چاله های از انفجارهای supernova  ای ستارگان پرجرم به وجو می آیند . اگر یک ستاره ی پر جرم به دور از ستارگان دیگر به سیاه چاله تبدیل شود ما شانس کمی برای دیدن آن داریم اما اگر یکی از ستارگان 2 تایی (در مورد این ستارگان بعدا به طور کامل توضیح خواهیم داد ) تبدیل به سیاه چاله شود ستاره ی دیگر را به طرز زیبایی می بلعد و صفحه ای از چرخش و بلعیده شدن درست می شود که زیبایی خاصی دارد . آن ستاره ای که در حال کشیده شدن است همچنان که به سیاه چاله نزدیک و نزدیکتر می شود داغ و داغ تر می شود و از خود تشعشعاتی خارج می کند که در طیف اشعه ی ایکس قابل دیدن است .

فرض می کنیم که شما یک منبع اشعه ی ایکس از ستارگان دوتایی پیدا کردید حال چطور می توان گفت که جسم متراکم یک سیاه چاله است ؟ خوب کاری که حتما انجام خواهید داد برآوردی از جرم آن است . خوب ما می دانیم که ستاره ای دارد حول یک جسم که معلوم نیست سیاه چاله است یا نه می چرخد ما می توانیم سرعت چرخش ستاره ی معلوم را اندازه بگیریم و از روی آن جرم آن جرمی که معلوم نیست را مشخص کنیم حال که جرم ستاره ی ناپدید پیدا شد و اگر جرم آن خیلی زیاد باشد احتمال وجود یک سیاه چاله بسیار زیاد است . برآورد ما از جرم آن جسم و اشعه های ساطع شده از  آن می توانند دلایل محکمی بر وجود سیاه چاله باشند .در سال 1992 در مجله ی Astronomy and Astrophysics خانمی با نام آنِ کاولی به طور خلاصه توضیح داد که سیستم هایی که هم اکنون روی آن های بحث می شود 3 تا هستند 2 تا از آن ها در کهکشان خود ما هستند و یکی دیگر نزدیک ابر ماژلانی بزرگ دارای جرمی هستند که اجسامی غیر از سیاه چاله نمی توانستند این جرم را داشته باشند .

چگونه سیاه چاله ها تبخیر می شوند ؟

قبل از سال 1970 به علت نتایجی که از مکانیک کوانتومی به دست می آید استفان هاوکینگ نظریه ای داد بنا بر این که سیاه چاله ها کاملا تاریک و سیاه نیستند آن ها از خود پرتو ساطع می کنند انرژی ای که برای تولید این اشعه ها لازم است را جرم سیاه چاله ها تامین می کنند بنابراین سیاه چاله ها در اصطلاح آب می روند و کوچک می شوند سیاه چاله ها به طور مرتب و تند و تند پرتو افشانی می کنند و به ازا آن از جرمشان کم و کمتر می شود تا اینکه احتمالا چیزی از آنها باقی نمی ماند .

در حقیقت کسی نمی داند که وقتی سیاه چاله ای تبخیر می شود چه اتفاقی می افتد

گروهی از محققان معتقدند که از آن یک جرم کوچک و استوار به جای می ماند تئوری های امروزی ما به آن اندازه پیشرفت نکرده اند که بتوانند یک یا 2 راه اصلی را پیش پای ما بگذارند مشکل در اتحاد بین مکانیک کوانتومی و نظریه ی خمش فضا و زمان است اگر ما بتوانیم با مکانیک کوانتوم خمش فضا و زمان را توضیح دهیم می توانیم به طور یقین پیشگویی هایی را انجام دهیم ولی این تا به حال این کار صورت نگرفته است و حتی ما نمی توانیم این آزمایش را انجام دهیم و نتایج را ببینیم چون غیر ممکن است .

حال یک سوال دیگر چرا سیاه چاله ها تبخیر می شوند ؟ راهی برای بررسی کردن وجود دارد اونم راهی که تقریبا غلط هست یکی از نتایجی که از مکانیک کوانتومی به مدت کوتاهی به طور کلی مورد تردید قرار گرفته نقض قانون پایستگی انرژی است . جهان قادر به تولید انرژی و ماده است در صورتی که به طور ناگهانی انرژی و ماده نابود شوند چرا که اگر این طور نباشد قانون پایستگی انرژی و ماده نقض شده است این در حالی اتفاق می افتد که ما به طور نوسانی خلایی از ماده و انرژی بسازیم حال بیایید فرض کنیم که این فرآیند خلا درست کنی در کنار افق یک سیاه چاله صورت گیرد ما شاهد این واقعه در واقعیت هستیم که سیاه چاله با مکیدن خود در واقع خلا ماده و انرژی ایجاد می کند و باید آن را جبران نماید به همین دلیل از خود انرژی ساطع می کند که ما آن را به نام پرتو هاوکینگ می شناسیم .در واقع این پرتو ها به طور متناوب به بیرون پرتاب می شوند چون به طور متناوب خلا تشکیل و پر می شود .

در مورد دوستی که در مکان امنی قرار داشت آیا چیز تازه ای برای گفتن وجود دارد ؟

بله وقتی ما می گفتیم که دوست ما در زمان بینهایت می بیند که ما داریم به افق می رسیم موقعی بود که ما سیاه چاله را بدون تبخیر فرض کرده بودیم ولی حالا جواب فرق خواهد کرد دوست ما دقیقا وقتی مشاهده می کند که تبخیر سیاه چاله را مشاهده می کند . بگذارید شرح بیشتری بدهم .

به یاد بیاورید که در قبل چه گفتیم  : گفتیم که دوست ما دچار خطای دید شده است و نوری که از ما وقتی داریم به افق نزدیک می شویم ساطع شده است زمان زیادی را می گذراند تا به دوست ما برسد اگر ما فرض کنیم که سیاه چاله تا ابد باقی می ماند نور به دوست ما در مدت زمان زیادی می رسد اما اگر سیاه چاله تبخیر شود چه؟ دوست ما می تواند نوری از ما را ببیند چرا که دیگر چیزی مانع از حرکت نور نخواهد شد ولی این چیزی را تغییر نخواهد داد ما محکوم به بودیم و خواهیم بود .

سفید چاله چیست؟

معادله ی نسبیت عام دارای زیر ساخت ریاضی محکمی است که با زمان متناسب است و مزیت آن هم این است که می توان زمان را به سریعتر از آنکه به آینده برود به عقب برد.

اگر شما این معادله را که بتوان روی زمان کنترل داشت را برای سیاه چاله بنویسید نتیجه اش شی ای به نام سفید چاله خواهد بود که کاملا خلاف سیاه چاله اش به این مفهوم که اگر چیزی از دام سیاه چاله نمی تواند بگریزد چیزی نخواهد توانست به دام سفید چاله بیافتد در واقع اگر سیاه چاله کارش بلعیدن باشد سفید چاله کارش بیرون انداختن است .

در واقع سفید چاله ها در دنیای ریاضی زندگی می کنند و این بدان معنا نیست که حتما باید در دنیا وجود داشته باشند در حقیقت آنها اصلا وجود خارجی ندارند زیرا راهی برای تولید آنها وجود ندارد .

کرم چاله چیست ؟

تا اینجای مقاله ما در مورد سیاه چاله هایی صحبت می کردیم که حرکت چرخشی به دور خود و میدان الکتریکی و مغناطیسی ندارند اگر ما بخواهیم سیاه چاله ها را با این جزئیات بررسی کنیم پیچیدگی هایی خواهیم داشت مخصوصا وقتی که ما به سیاه چاله سقوط کنیم و مرکز تکینگی را ملاقات نکینم و از سفید چاله خارج شویم . این ترکیب از سیاه چاله و سفید چاله را که مرکز تکینگی ندارد را کرم چاله نامیده اند .

ممکن است سفید چاله از سیاه چاله فاصله ی زیادی داشته باشد و براستی ما با دنیایی متفاوت روبرو شویم و براستی در بین راه (بین سیاه چاله وسفید چاله ما دارای شرایط مطلوب و خوبی خواهیم بود و می توان با توجه به فاصله ی زیاد سیاه چاله با سفید چاله می توان سفر درازی را تجربه کرد شاید شما را به گذشته بازگرداند یا ...

در واقع با این تفاسیر کرم چاله ای نیز وجود ندارد چون کرم چاله زاییده ی سفید چاله است و اگر آن ساخته ی ریاضیات باشد پس کرم چاله نیز همین طور است پس اگر احیانا خواستید به سفر به دنیای دیگری بروید احتمال آنکه از سیاه چاله وارد شوید و از سفید چاله خارج بسیار کم و احتمال آنکه مرکز تکینگی را ملاقات کنید بسیار زیاد است . به علاوه برای آنکه به کرم چاله برسید ابتدا باید طعم تلخ اشعه های گاما را بچشید پس به کل بی خیال این سفر شوید .


 نویسنده    علی حسامی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 توسط ali






در ابتدا و شروع کار به شرح تاریخچه ی نجوم می پردازیم و شایسته است شما عزیزان را با مختصری از تعاریف اشنا سازیم:

تاریخچه ی نجوم:

منجمان دوره های نجومی را به سه قسمت تقسیم کرده اند  ِزمین مرکزی.دوره کهکشانی و دوره ی کیهانی:

۱)زمین مرکزی: این دوره,از تاریخ باستان شروع و تا قرن 16 ادامه پیدا کرد. منجمان نخستین معتقد بودند: که زمین مرکز جهان است و خورشید و ماه و ستارگان به دور ان« که ساکن می باشد» در حال چرخش ی باشند. از جمله دانشمندان در آن قرون: ارسطو و بطلمیوس می باشد.

يافته های بشر در اين دوره:1- دايره البروج( مسير حركت ظاهري خورشيد از بين ستارگان) «غرب به شرق» . 2-حرکت محوری زمين به دور خود.3-و علت کسوف و خسوف.

2)دوره ی کهکشانی: بعد از قرن 17 تا قرن 19 ادامه پيدا كرد. در اين دوره آشکار شد که زمين , يكي از سياراتی است که به دور خورشيد می گردد.خورشيد نيز يکی از ستارگان بيشمار آسمان است . که در فواصل متفاوت از ما قرار داردز

3) دوره ي كيهاني: در اين دوره بشر فهميد که کهکشان ما يکی از کهکشانهای بيشمار عالم است.



مدار: مسيری که يک جرم به دور جرمی ديگر می پيمايد.

ستاره: گوی بزرگی از گازهای بسيار گرم است که خودش نور افشانی می کند.دمای سطح ستاره ها به هزاران درجه و دمای مرکز انها خيلی بيشتر می باشد.(دمای سطح خورشيد 6 هزار درجه ی کلوين و دمای مرکز آن 15 ميليون درجه ی کلوين است)

سياره: اجرامی تقریبا کروی. جامد و در برخی موارد کاملا گازی شکل است که در طی مداری به دور خورشيد در گردش می باشند و از خود نوری ندارند( بجز دنباله دارها).  خورشید ما 9 سیاره دارد:

عطارد.زهره.زمین.مریخ.مشتری.اورانوس.نپتون.پروتن. به مجموعه ی این سیارات و خورشید و یک سری اجرام خورد دیگر: منظومه ی شمسی گویند

فرق ستاره و سياره: 1) ستاره ها منير هستند و سياره ها غير منير= يعنی نور جسم منير را بازتاب می کنند.2) ستاره ها چشمک می زنند و ظاهرا تغيير رنگ می دهند« اين به علت وجود جو در کره ی زمين است» اما سيارات نوری ثابت دارند. 3) سيارات تو زمينه و پس زمينه ها حرکت می کنند.4) در تلسکوپ سيارات شبيه به قرص ديده می شوند ولی ستارگان مانند نقطه ای نورانی رويت می شوند.

باید بدانیم : ستاره ها در فضا با سرعت بسیار زیادی در حرکتند ولی به علت فاصله ی بسیار دورشان ,حرکت ظاهری انان در طول هزاران سال آشکار می شود به همین جهت به آنان ثوابت می گویند.


سیارک ها: اجرام کوچک و جامد ، به شکل های نا منظم هندسی ، که در مداری خاص، به دور خورشید می گردند... بزرگترین سیارک«سرس»  950km است  . و اولین سیارک در سال 1801 کشف گشت.

قمر: برخی سیارات مانند زمین 1 یا چند ماه دارند که به آنها قمر گویند. ماه تنها قمر کره ی زمین است  .    نکته: دو سیاره ی عطارد و زهره،قمر ندارند.


دنباله دار ها: کوههای عظیمی از یخ هستند که در زمانی خاص ( هنگامی که به خورشید نزدیک می شوند) در آسمان دم کشیده ای پیدا می کنند.

شهابواره ها: اجرام جامد ریزی هستند( به اندازه های دانه های شن ، کوچکتر و حتی بزرگتر از آنها) که در فضا وجود دارند. هرگاه این شهابواره ها ، وارده جو زمین شوند، به دلیل اصطکاک  و گرمای ایجاد شده ، می سوزند و به صورت خط هایی روشن ، در آسمان دیده می شوند . که به انها شهاب می گویند. برخی از این شهابواره ها که بزرگترند، قبل از سوختن کامل، به سطح زمین می رسند که در این صورت به آنها شهاب سنگ گویند


سحابی ها: ابر های وسیعی از گازی رقیق میان ستاره ای، عمومآ  هیدروژن و غبار و کربن می باشند که دمای بسیار پایینی دارند. در برخی موارد این ابر ها، به واسطه ی نور ستارگان نزدیکشان، روشن می شوند " مانند سحابی جبار

خوشه های ستاره ای: اساسآ تعداد زیادی ستاره وجود دارند که در اثر نیروی جاذبه ، در کنار یکدیگر  قرار گرفته اند  که به دو نوع: 1- خوشه های باز . 2- خوشه های بسته . تقسیم می شوند.

1)خوشه های باز: بین 20 تا 1000 ستاره دارند، مانند خوشه ی پروین

2) خوشه های بسته: بین 1000 تا 1000000 ستاره دارند، مانند خوشه ی ستاره ای M13  در صورت فلکی جاثی.


کهکشان ها: مجموعه ای از میلیونها ستاره که در بین آنها، مقادیر بسیار زیادی گاز  و ابر های غبار وجود دارد. که به آنها گازهای میان ستاره ای گویند که اساسآ از هیدروزن هستند.

راه شیری( راه کهکشانی) : ظاهرآ نوار مه آلودی که در فصل تابستان، از جنوب تا شمال کشیده شده است، که در واقع یکی از بازو های مارپیچی کهکشان کاست. اولین بار فیلسوفی به نام " دموکریتوس " پی برد که راه شیری، مجموعه ای از ستاره های بیشماری است که نزدیک بهم به نظر می رسند.


سال نوری: اخترشناسان برای بیان فواصل بین ستاره ای از واحد سال نوری استفاده می کنند. یک سال نوری، برابر مسیری است که نور در مدت یک سال می پیماید.

نکته: سرعت نور در خلاء 300  هزار کیلومتر بر ثانیه است = 300000km/s


مثال: فرض کنیم فاصله ی زمین تا خورشید 150  میلیون کیلومتر باشد و سرعت نور 300 هزار km/s باشد. فاصله ی زمین تا خورشید چند ثانیه ی نوری و چند دقیقه ی نوری است؟

150000000/300000=500s                           500/60=8.3 min               


واحد نجومی:به فاصله ی متوسط بین زمین و خورشید ، یک واحد نجومی گویند = Au

                              سرعت زمین در مدارش= 30km/s


خوشه ی کهکشانی: به مجموعه ی چندین کهکشان نزدیک بهم . خوشه ی کهکشانی گویند. کهکشان ما به همراه 24 کهکشان دیگر که از کهکشان ما کوچکترند ، خوشه ی محلی را تشکیل می دهد   که محدوده ای به اندازه ی 6 میلیون سال نوری را در فضا اشغال کرده است.

خوشه های کهکشانی ، ابر خوشه های کهکشانی را تشکیل می دهند. خوشه ی کهکشانی ما، جز ابرخوشه ی   « قوس»  است.

         ابر خوشه ی کهکشانی «----- خوشه ی کهکشانی «------ کهکشانها


پارسک: برای اندازه گیری فواصل طولانی تر ، از واحد  پارسک استفاده می کنند. هر پارسک برابر 3.262 برابر سال نوری است -----»  با واحد: pc، p


ستاره های دوتایی: به دو ستاره که توسط ناظر زمینی، در کنار یکدیگر دیده می شوند،ستاره های دوتایی گویند.حال اگر این دو ستاره در حول یکدیگر ، در حال گردش باشند، به انها منظومه ی مزدوج حقیقی گویند. اگر دو ستاره به طور تصادفی، در راستای خط دید ناظر زمینی قرار گرفته باشند، مزدوج های  اُپتیکی  نام دارند.

نکته: اکثر ستاره های آسمان دارای همدم هستند


سیارات چگونه نامگذاری شده اند؟

تمام سیارات به استثنای یکی نام خود را از رب النوع های یونان باستان و افسانه های رومی گرفته اند. به عنوان مثال نام بزرگترین سیاره منظومه شمسی ژوپیتر است که یکی از رب النوع های یونان باستان است.

زمین تنها سیاره ای است که نام خود را از رب النوع ها نگرفته است.

چه فرقی بین اقمار و سیارات وجود دارد؟

سیارات به دور خورشید میچرخند اما اقمار به دور سیارات می چرخند آنها از سیارات  کوچکتر هستند. تمام سیارات به استثنای دو تا از آنها دارای قمر هستند. سیاره زمین و پلوتون (که دیگر در جمع سیارات نیست) یک قمر دارند (ماه قمر زمین است) سیاره مشتری 16 قمر دارد و سیاره های تیر و ونوس هم قمر ندارند.


درباره منظومه شمسی چه می دانید؟

منظومه شمسی از خورشید و تمامی اجرامی که در اطراف آن قرار دارند تشکیل شده است. این اجرام عبارتند از: سیارات اقمار آنها خرده سیاره ها شهاب سنگها و ستاره های دنباله دار که در مسیر بخصوصی به دور مدار خورشید می چرخند.

خورشید چون ستاره خیلی بزرگی  است نیروی جاذبه زیادی هم دارد و به وسیله همین نیروی جاذبه اجرام دیگر را در منظومه شمسی نگاه می دارد.

بزرگترین سیاره منظومه شمسی کدام است؟

بزرگترین سیاره منظومه شمسی مشتری است. قطر این سیاره 600/88 مایل است.

 کوچکترین سیاره منظومه شمسی کدام است؟


پلوتون کوچکترین سیاره منظومه شمسی است. قطر آن 1800 مایل است. این سیاره 4/3 کره ماه است.(شایان ذکر است پلوتون دیگر سیاره نامیده نمیشود و به آن سیارک می گویند)


در منظومه شمسی چند سیاره وجود دارد؟

در منظومه شمسی  فعلا8 سیاره وجود دارد و دو تای دیگر در دست بررسی هستند و نزدیکترین آنها به خورشید تیر (عطارد) نام دارد. سیاره بعدی ونوس (زهره) زمین -  مریخ – مشتری (ژوپیتر) – کیوان (زحل) – اورانوس – نپتون و پلوتون (که از شمار سیارات خارج شده ).


فرق میان یک سیاره و یک ستاره چیست؟

یک ستاره مثل توپ بزرگی از گاز داغ و مشتعل است. خورشید یک ستاره است. خورشید و ستاره های دیگر از خودشان نور دارند اما سیاره ها از خودشان نوری ندارند. زمین یک سیاره است هنگام شب شما نمی توانید سیاره ها را از ستاره ها تشخیص بدهید. تمام آنها شبیه نقطه های کوچک و روشنی به نظر می رسند زیرا آنها بسیار دور هستند. سیارات از ستاره ها به زمین نزدیک ترند و به همین دلیل شما با یک تلسکوپ بسیار قوی میتوانید آنها را مشاهده کنید. اما ستاره ها آن قدر دور هستند که حتی با تلسکوپهای بسیار قوی هم مانند یک نقطه روشن به نظر می رسند.


منظومه شمسی در کجا به پایان میرسد؟

اغلب این طور تصور میشود که در انتهای منظومه شمسی پلوتون قرار دارد. چون پلوتون دورترین فاصله را نسبت به خورشید دارد.

فاصله مدار این سیاره از خورشید 700/3 میلیون مایل است که این فاصله حدودا یک میلیون برابر فاصله اقیانوس آتلانتیک است که بین اروپا و آمریکا قرار دارد.

یک ستاره دنباله دار فاصله منظومه شمسی را در 4 سال نوری طی میکند. این فاصله تقریبا 25 تریلیون است.


مدار چیست؟

مدار مسیری است که بعضی از اجسام بر روی آن درفضا حرکت می کنند. سیارات نیز بر روی مدارشان به دور خورشید حرکت می کنند. اقمار نیز بر روی مدارشان به دور سیارات می چرخند.


گرم ترین سیاره منظومه شمسی کدام است؟

گرمترین سیاره منظومه شمسی  اغلب فکر میکنند تیر (عطارد) است ولی گرمترین سیاره منظومه شمسی سیاره ونوس(زهره) است که بعد از تیر قرار دارد  دلیل آن هم بخاطر و جود اتمسفر در این سیاره است . اتمسفر تقریبا شبیه پنجره های یک گلخانه عمل می کند و گرما را در سطح خود نگاه می دارد.

حرارت ونوس حدود 900 درجه فارنهایت است که این درجه مناسب ترین درجه برای ذوب کردن فلزاتی مانند قلع  - سرب – و روی است.


کدام سیارات بدور خودشان حلقه ای دارند؟

سیارات مشتری – کیوان – نپتون و اورانوس حلقه ای به دور خود دارند. این حلقه ها در واقع کمربندهای نازکی هستند. کیوان(زحل) که ارباب حلقه ها نام دارد این حلقه ها باعث زیبائی این سیاره شده است. کیوان رتبه دوم را در بزرگترین سیاره منظومه شمسی دارد.


سیارات درونی و بیرونی یعنی چه؟

سیارات درونی 4 سیاره نزدیک به خورشید را میگویند که اولی تیر(عطارد) و آخری مریخ است. و سیاراات بیرونی غولهای گازی هستند که اولین آن مشتری و آخرین آنها نپتون است.


آیا میدانید خورشید هر چند وقت یکبار در ونوس(زهره) طلوع می کند؟

سیاره ونوس با مقایسه با زمین در هر 243 روز فقط یک بار به دور خودش  میچرخد. اما همین سیاره ظرف 225 روز یکبار به دور خورشید می گردد. بنا براین هر 118 روز یکبار خورشید در این سیاره طلوع میکند.


آیا سیارات از اقمار خود کوچکتر هستند؟

جواب این سوال منفی است. یک جرم سماوی کوچکتر اغلب دور یک جرم سماوی بزرگتر می چرخد چون جرم سماوی بزرگ دارای نیروی جاذبه بیشتری است. البته تمام اقمار کوچکتر از سیارات نیستند. ماه و شش قمر دیگر سیارات بیرونی از سیارک پلوتون بزرگتر هستند. و این شاید بخاطر آن باشد که پلوتون در زمانهای قدیم خود قمر نپتون  بوده است  و بعد از آن جدا شده و به صورت یک سیارک در آمده است. البته این فقط یک فرضیه است.


به کدام سیاره می گویند سیاره سرخ؟

سیاره سرخ همان سیاره مریخ است. سیاره مریخ چهارمین سیاره از سیارات درونی است. وقتی این سیاره به زمین نزدیک شود در آسمان همچون یک ستاره  سرخ دیده میشود. سطح مریخ از خاک و صخره های سرخ رنگ تشکیل شده است و به  همین  دلیل سرخ دیده میشود. حتی آسمان این سیاره هم سرخ است. چون که ذرات سرخ اتمسفر رقیق آن شناور هستند.


کدام سیاره سریعتر از سیارات دیگر به دور خود می چرخد؟

سریع ترین سیاره منظومه شمسی بزرگترین سیاره نیز است. این سیاره مشتری است. سرعت گردش این سیاره هر 9 ساعت و 50 دقیقه 5/2 برابر سرعت زمین است. یعنی اگر زمین در 24 ساعت یکبار به دور خودش بچرخد مشتری 5/2 بار چرخیده است. یک نقطه بر روی خط استوا و در مرکز این سیاره با سرعتی بیشتر از 28000 مایل در ساعت می چرخد. این حرکت به قدری سریع است که سیاره مشتری را در وسط متورم کرده است.


کدام سیاره می تواند در آب شناور بماند؟

اگر شما قادر بودید سیارات را در میان آبهای پهناور اقیانوسها قرار دهید مشاهده می کردید که اکثر آنها در آب فرو می روند و تنها سیاره کیوان(زحل) که بعد از مشتری بزرگترین سیاره است می توانست در آب شناور بماند. زیرا این سیاره بیشتر از گازها و مایعات تشکیل شده است و چگالی آن سبک تر از آب است و می تواند شناو بماند. سایر سیارات دارای چگالی سنگین تری از چگالی آب بوده و در آب فرو می روند.


آیا تمام سیارات و اقمار آنها در یک جهت حرکت می کنند؟

اگر از بالای قطب شمال خورشید به پائین نگاه کنید خواهید دید که تمام سیارات بر خلاف جهت عقربه های ساعت به دور خورشید می چرخند. اقمار نیز در جهت مدار سیاره هایشان که بر خلاف جهت عقربه های ساعت است حرکت می کنند. البته تمام آنها از این  قانون پیروی نمی کنند و بعضی از آنها در جهت عقربه های ساعت حرکت می کنند. سیاره مشتری دو قمر دارد که درست در جهت عکس هم  حرکت می کنند. البته آنها با یکدیگر برخورد نخواهند کرد زیرا فاصله آنها از مشتری به یک اندازه نیست و با هم فرق دارند.


آیا در سیارات دیگر حیات و جود دارد؟

در تمام سیارات منظومه شمسی و اقمار آنها بجز زمین هوای قابل تنفس و جود ندارد. این سیارات یا خیلی گر م هستند و یا خیلی سرد  به همین دلیل ما نمی توانیم بر روی آنها زندگی کنیم. گیاهان و جانوران نیز نمی توانند. فضا نوردانی که به کره ماه رفته اند و سفینه فضائی  که سطح مریخ را آزمایش کرده است نشانه ای از حیات در آنجا نیافته اند. به همین دلیل بسیار بعید به نظر می رسد که در سیارات دیگر منظومه شمسی حیات و جود داشته باشد.


آیا سیاره دیگری در آن طرف پلوتون وجود دارد؟

اختر شناسان معتقدند که باز هم سیاره و جود دارد که دو تای آنها در دست بررسی است


چه فرقی بین شهاب – تیر شهاب – سنگ شهاب ثاقب و جود دارد؟

شهاب ثاقب شبیه یک ستاره است که ناگهان مانند تیری که از چله کمان رها شده باشد در دل آسمان ظاهر شده یکی دو ثانیه می ماند و بعد ناپدید میشود. در فضا حقیقت شهاب ثاقب یک ستاره نیست بلکه تکه کوچکی از سنگ است که در فضا به اتمسفر زمین برخورد می کند و چون حرکتی بسیار سریع دارد حرارت تولید می کند و دنباله ای نورانی پدید می آورد. قسمتی یا تکه ای از سنگ که در فضا حرکت کند تیر شهاب نامیده می شود. اگر این سنگ در جو بسوزد شهاب یا شهاب ثاقب نامیده می شود بعضی از تیر شهابها آن قدر بزرگ هستند که گرمای آنها پس از سقوط و بر خورد در زمین باقی می ماند و این ها همان شهاب سنگها هستند.


در کجا شهاب سنگها با سقوط خود باعث به وجود آمدن حفره می گردند؟

شهاب سنگها در برخورد با زمین ایجاد حفره می کنند. یکی از این حفره های بزرگ که بر اثر برخورد شهاب سنگ با زمین به وجود آمده است در وینس لو آریزونا وجود دارد. قطر این حفره 4150 فوت است (حدود1265 متر) که حدود 25000 سال قبل ایجاد گردیده هر چند باید گفت بیشتر این حفره ها بر اثر عوامل جوی پر شده و از بین رفته اند و گوئی و جود خارجی نداشته اند. سیاره های ماه تیر و مریخ و اقمار آنان و بیشتر اقمار مشتری پوشیده از این گونه حفره ها است.



آیا تا به حال سنگ آسمانی کسی را کشته است؟

هیچ کس نمی داند که آیا در زمانها قدیم کسی بر اثر افتادن سنگ آسمانی کشته شده است یا نه؟ احتمال و قوع چنین حادثه ای بسیار کم است. زیرا سنگهای آسمانی بسیار اندک هستند و فاصله افتادن آنها بر روی زمین بسیار زیاد و بنا بر این احتمال بر خورد این سنگها به انسان بسیار ناچیز است.


ستاره دنباله دار چیست؟

ستاره دنباله دار از ذرات گرد و غباری که توسط گازهای منجمد و یخ به یکدیگر چسبیده اند تشکیل شده است. اقمار این ستارگان به دور خورشید می گردند و آنها را مانند ماه در آسمان معلق می سازند. هرچند که به نظر نمی رسد یک ستاره دنباله دار با سرعت حرکت کند اما در واقع در میان فضا با همان سرعتی که سیاره به گرد خورشید می چرخند حرکت می کند.


آیا ستاره دنباله دار خطرناک هستند؟

ما دلیلی برای ترس از ستاره های دنباله دار نداریم. به عنوان مثال باید گفت که زمین هیچ خطری از میان دم ((دنباله)) ستاره دنباله دار هالی عبور می کند.


خرد سیاره چیست؟

خرده سیاره سیارات بسیار کوچکی هستند که همچون سیارات دیگر منظومه شمسی به دور خورشید می چرخند.

بزرگترین خرده سیاره سیرس ceres نام دارد که قطر آن 620 مایل است. در منظومه شمسی هزاران سیاره کوچک و جود دارند که اکثر آنها فقط چند مایل قطر دارند.

آنها بر روی کمربندی بین سیاره های مریخ و مشتری  قرار گرفته و به دور خورشید می چرخند.



سيارات منظومه ی شمسی از نظر موقعيت مکانی:


1) سيارات داخلی

2) سيارات خارجی

به سيارات مابين زمين و خورشيد = سيارات داخلی گويند

به سيارات بعد از زمين = سيارات خارجی گويند


سيارات از نظر جنس به دو دسته تقسيم می شوند:

1) سيارات سنگی:  عطارد، زهره ، زمين، مريخ، پلوتو

2) سيارات گازی:  مشتری ، اورانوس، نپتون


اگر کسی در خارج منظومه ی شمسی، به مدار سيارات راه شيری نگاه کند؛ تقريبا مدار تمامی سيارات را بر روی يک صفحه ی تخت نظاره می کند. بجز مدار پلوتو: که زاويه ی انحراف مداری آن 17 درجه می باشد   و سيارات عطارد و زهره، دارای انحراف مداری 7درجه می باشند


نکته ها:


1- بزرگترين سياره: سياره ی مشتری؛ و کوچکترين سياره:  اول سياره ی پلوتو، و بعد سياره ی عطارد می باشد  « که پلوتو به دليل اختلاف ها و تفاوت نظر ها و رفتارش. از ليست سيارات منظومه ی شمسی حذف شده است»

2- گرم ترين سياره : سياره ی زهره  و سرد ترين سياره: سياره ی پلوتو و نپتون می باشند.

3- بزرگترين قمر منظومه ی شمسی: متعلق به سياره ی مشتری می باشد به نام ( گانيمد مشتری)

4- در بين سيارات، عطارد بيشترين سرعت مداری را دارد 48 km/s

5- پلوتو کمترين سرعت مداری را دارد  4.7  km/s

6-  در بين سيارات، مشتری بيشترين پخی را دارد.


توضيحاتی در مورد مشتری:

قطر استوای مشتری  9500 km/s    بيشتر از قطب قطبی آن است

مشتری در طول 10 سال، يك دور کامل به دور خود می گردد.



اصطلاحات نجومی

شعاع شوارتزشیلد

برای یک جرم سماوی شعاع شوارتزشیلد یک شعاع بحرانی است. اگر این جرم بر اثر گرانش بر مبدا و شعاعش از این مقدار  بحرانی کم شود تبدیل به یک سیاه چاله میشود.


عدسی اکروماتیک

عدسی که نور سفید را بی انکه به طیف رنگ ها تجزیه اش کند از خود عبور می دهد . این عدسی معمولا از دو جزء تشکیل شده است که به یکدیگر چسبانده شده و یک واحد را به وجود اورده اند.



ستاره ای که روشنی ان بر اثر تپش به طور تناوبی تغییر می کند.


قانون هابل

قانونی که بنابر ان سرعت گریز کهکشان ها و اجرام فراکهکشانی دیگر متناسب با فاصله ی انها است. ضریب تناسب را ثابت هابل می نامند.


منظومه کپرنیکی

منظومه ای که در ان خورشید در مرکز عالم فرض میشود وزمین وسیارات دیگر به دور خورشید می گردند.


مهبانگ سوزان

نظریه ای در کیهان شناسی که بنابر ان عالم یعنی ماده فضا وزمان در یک انفجار غول اسای سوزان پدید امد.


ماده تاریک

ماده ای که احتمالا" بیش از 75 درصد ماده ی عالم را تشکیل می دهد ولی جز از طریق اثار گرانشی ان قابل اشکار سازی نیست.



ستاره ای که روشنی ان ناگهان زیاد می شود و سپس به مقداراولیه اش بر میگردد.


نمودار راسل

نموداری که توزیع پراکنده ستارگان را بر حسب درخشندگی و دمای انها به دست میدهد . این توزیع رابطه ای با سنین مختلف ستارگان دارد.


واحد نجومی

فاصله متوسط زمین از خورشید 150 میلیون کیلومتر یا به عبارت دقیقتر 149600000کیلومتر.


هاله کهکشان

توده ی کروی شکل ستاره ها گرد یک کهکشان مارپیچی که شعاعش تقریبا برابر شعاع قرص کهکشان است. هاله شامل تعداد زیادی ستاره جمعیت II و خوشه های کروی است.



یون کره

چندین لایه یونیده هوا در ارتفاعات بالا ی جو زمین . یون کره در باز تاب امواج رادیویی نقش مهمی را ایفا میکند.





Ø      منشاء بارش های شهابی:


1)                 دنباله دار ها

2)                 ابر اورت ها               الف) کوتاه مدت

                                            ب) بلند مدت

                                            ج) خورشيد فراش



Ø      بعضی از اصطلاحات:


به حداکثرترين نقطه ی مدار، که از خورشيد فاصله دارد را  « اوج» گويند

به نزديک ترين نقطه ی مدار، که از خورشيد فاصله دارد را« حضیض» گويند.

در حضيض سرعت، بيشتر از اوج است.

 ZHR: تعداد شهاب هايی که در يک ساعت ، در شرايط ايده ال رصدی، که در آسمانی با قدر 6.5 رويت شود و کامون های بارش شهابی در سمت الراس، قابل شمارش گردد را گويند.

رنگ سوختن شهابواره ، به رنگ عنصری که در جو بيشتر می سوزد ، در می آيد.

هرچه جرم شهابواره بيشتر باشد، نور آن بيشتر است.

هر چه سرعت شهابواره بيشتر باشد، رنگ آن مايل به سفيد می شود؛ و با کم شدن سرعت آن ، رنگ آن طيفی ( رنگی) می گردد.

شرعت شهاب در مدار خود برابر: 12-72 km/s

سرعت زمين در مدار خود برابر: 30 km/s

سرعت فرار از منظومه ی شمسی برابر : 42 km/s

در بين سيارات، پلوتو ، با خروج از مرکز e=0.2501   و عطارد با خروج از مرکز e=0.2056  بيشترين خروج از مرکز را دارد و کمترين خروج از مرکز متعلق به زهره e=0.0068   می باشد.


نکته: در نيمکره ی شمالی، عرض جغرافیایی، برابر با ارتفاع ستاره ی قطبی همان محل است.




Ø       همه ی اجرام اسمانی از قانون های کپلر، تبعیت می کنند:


قانون اول کپلر: همه ی مدارهای سيارات منظومه ی شمسی ، به صورت بيضی می باشد که خورشيد در يکی از کانون های ان قرار دارد.

  2c/2a=c/a   =  قطر بزرگ / فاصله ی کانونی   =  e  =   خروج از مرکز

                                               A^2= b^2+c^2    =   خروج از مرکز



قانون دوم کپلر:  خط واصل بين خورشيد و سيارات در زمانهای برابر، مساحت های برابر را جاروب می کند( طی می کند)      





قانون سوم کپلر: مکعب ميانگين فاصله ی سيارات تا خورشيد، با مربع دوره یتناوب سياره، با هم متناسبند. ( برابر نيستند)

 T^2 = D^2                                                        

      بر حسب واحد نجومی 2= (D1/D2) ^2 ^  (T1/T2  ) بر حسب سال نوری



مثال:دوره ی تناوب مریخ 687 روز است، فاصله ی متوسط مریخ از خورشید را محاسبه کنید؟

(687/365)^2=(D1/15*10^7 km)^3 





تعدادی از نامهای صورت فلکی های مهم:



بهار: اسد( شیر) ، عوا ، سنبله

تابستان: دجاجه( قو)، شلیاق( چنگ رومی) ، عقاب، جاثی

پاییز: آندرومدا، فرس اعظم( اسب بزرگ)، مثلث، برساووش

زمستان: جبار( شکارچی نشسته)، کلب اکبر( سگ بزرگ؛ [ از پرنورترین ستاره های آسمان]) ، جوزا( دوپیکر)، ارابه ران، ثور( گاو نر).




پرنورترین ستاره ها در صورتهای فلکی یاد شده:


بهار: عوا= سماک رامح، سنبله= سماک اعزل

تابستان: شلیاق= نثر واقع، دجاجه = ردف، عقاب= نثر طایر.

پاییز: اندرومدا= M31 ، مثلث= M33، برشاووش= (راس) الغول.

زمستان: کلب اکبر= شعرای یمانی(Sirius) ، ارابه ران= عیوق، ثور(گاو نر)= خوشه ی پروین و دیران، جبار= رجل جبار  و ابط الجوزا.




نکته::::::::جهت حرکت کره ی زمین؛ از سمت غرب به شرق است  =    به همین جهت، حرکت ظاهری کره ی آسمان، از سمت شرق به غرب است.

سمت و ارتفاع:

  کره ی سماوی: کره ای خیالی با شعاعی بی نهایت، به مرکزیت ناظر زمینی، که به نظر می رسد تمام اجرام سماوی بر آن قرار دارد.

افق سماوی: دایره ای حاصل از تقاطع صفحه ی افق ناظز، با کره ی سماوی را گویند.

 محور سماور: خط فرضی ، حاصل از امتداد محور چرخش زمین تا کره سماوی را گویند.

استوای سماوی: دایره ای حاصل از تقاطع امتداد صفحه ی استوای زمین با کره ی سماوی.

سمت الراس: خطی کاملا بر بالای سر راصد که با افق سماوی اش ، زاویه ی 90درجه تشکیل می دهد و آنرا با حرف  z  نشان می دهند.

نصف النهار سماوی ناظر: ( مکان):  دایره ای فرضی که از نقاط قطبین سماوی و سمت الراس ناظر ، می گذرد را گویند.

ارتفاع: به زاویه ی بین جسم سماوی، ناظر و صفحه ی افق  گویند. که بین 0تا۰آدرجه می باشد.


برابر زاویه ی ارتفاع است.


 در کره ی آسمان برای رصد:

هر وجب به طور کشیده در آسمان = 20 درجه

هر مشت در آسمان به طور کشیده؛ (( از اولین برامدگی«صبابه» تا آخرین براودگی))= 10 درجه.

هر مشت در آسمان به طور کشیده؛ (( از چهار انگشت بالا))= 8 درجه.

قطر انگشت کوچک = 1 درجه.

قطر انگشت های دیگر( بجز انگشت کوچک)= 2درجه           است.

سمت: چهار جهت اصلی و چهار جهت فرعی را گویند. که مبدا حرکت ، از ستاره ی قطبی و جهت حرکت، هم جهت با حرکت عقربه های ساعت است.  و بازه ی [180 و0] ( یعنی از 0درجه تا 360 درجه را شامل می شود)


نکته: برای زاویه هایی که بیشتر از 180 است می توان، خلاف عقربه های ساعت، مشت و وجب زد و سپس جواب مورد نظر را از 360 درجه، کم کرد

نکته: از طلوع به غروب یعنی از شرق به غرب، سمت زیاد می شود

اجرام مسیه


در اواخر قرن 18 شارل مسيه، ستاره شناس فرانسوی، که به کاوشگر دنباله دار ها لقب داشت؛ هنگام جست و جوی دنباله دارها، به لکه های مه آلودی در آسمان برخورد می کرد و گمان می کرد دنباله داری ياقته؛ در صورتی که آنان اکثرا اجرامی مانند:  خوشه های ستاره ای، کهکشانها و يا سحابی ها بودند که خارج از منظومه ی شمسی قرار داشتند.

وی  برای جلوگيری از چنين اشتباهاتی، فهرستی از اين اجرام را تهيه کرد. که امروزه به انان اجرام مسيه می گويند. درا ين فهرست تقريبا 110 جرم گجانده شده است  که بعضی از انان را دانشمندان بعد از مسيه به ان فهرست افزودند.

هر جرم مسيه را با حرف « M  »  نشان می دهند. مثلا M31  یعنی 31 ُ مين جرم ىر فهرست مسيه



نورانيت ستاره: ( قدر ظاهری)


در قرن دوم پيش از ميلاد، دانشمندی بنام ابرخس، نخستين کاتالگ واقعی ستارگان را که هم موضع و هم نورانيت آنها را نشان می داد را تهيه کرد.

وی پرنورترين ستاره های آسمان را ه كه با چشم  غير مسلح، قابل رؤيت بودند را ستارگان قدر 1+ ؛ و کمترنورترين ستاره را قدر 6+ ناميد. (( ولی امروزه پرنورترين ستاره که با چشم غير مسلح قابل رؤيت است را ستاره ی قدر  1.4-  می نامند))

و مابقی ستارگان را بر حسب نورانيت ظاهريشان، ستاره های قدر 5+،4+،3+،2+، ناميد.

قدر با نورانيت، رابطه ی عکس دارد.



قدر: مقیاسی نسبت به چشم انسان که توانایی دیدن را دارد.




مثال: تغییر سه قدر، تقریبا برابر چند مرتبه تغییر روشنایی است؟



                                                 16=   62/15   =  5/2*2/5*5/2


همه ساله مراسمی به مدت ۱ هفته با نام هفته جهانی فضا برگزار می شود تا مردم را نسبت ضرورت صنایع فضایی آشنا نماید.این هفته از ۴ اکتبر (۱۲ مهر) که سالگرد پرتاب اسپوتنیک است آغاز می گردد. اما بر مبنای توافقی که کشورهای اسلامی انجام داده اند در سالهایی که این هفته با ماه رمضان تلاقی داشته باشد این هفته در این کشورها از 15 تا 21 آبان برگزار خواهد شد.

همه ساله مراسمی به مدت ۱ هفته با نام هفته جهانی فضا برگزار می شود تا مردم را نسبت ضرورت صنایع فضایی آشنا نماید.این هفته از ۴ اکتبر (۱۲ مهر) که سالگرد پرتاب اسپوتنیک است آغاز می گردد. اما بر مبنای توافقی که کشورهای اسلامی انجام داده اند در سالهایی که این هفته با ماه رمضان تلاقی داشته باشد این هفته در این کشورها از 15 تا 21 آبان برگزار خواهد شد.


مهندس نوید مقصودی، مسئول روابط عمومی سازمان فضایی ایران (ایسا) در گفت‌و‌گو با (ایسنا) اظهار كرد: هفته‌ جهانی فضا به منظور آگاهی عمومی ‌و ترویج فرهنگ استفاده صلح‌جویانه از فن‌آوری فضا برای توسعه و رفاه به ابتكار سازمان ملل متحد هر ساله از چهارم تا دهم اكتبر برابر با دوازدهم تا هجدهم مهر ماه در سراسر جهان برگزار می‌شود. وی افزود: از آنجا كه تا سال آینده این هفته با ایام ماه مبارك رمضان تقارن دارد با هماهنگی‌های به عمل آمده بین سازمان ملل متحد و كشورهای اسلامی ‌مقرر شد برگزاری هفته جهانی فضا به بعد از ماه مبارك رمضان و در روزهای 15 تا 21 آبان ماه 85 موكول شود. مقصودی با بیان این كه از امسال دبیرخانه شورای عالی فضایی متولی برگزاری این مراسم است و در كارگروه مدیریت بلایا، بررسی‌های دقیقی در این زمینه انجام شده است، درباره اسامی روزهای هفته جهانی فضا گفت: روز دوشنبه 15 آبان ماه به عنوان روز فضا و ارتباطات ماهواره‌یی، سه شنبه 16 آبان ماه به عنوان روز فضا، آموزش و تحقیقات، چهارشنبه 17 آبان ماه به عنوان فضا و هواشناسی، پنج شنبه 18 آبان ماه به عنوان فضا، آموزش و پزشكی از راه دور، جمعه 19 آبان ماه به عنوان فضا و نجوم، شنبه 20 آبان ماه به عنوان فضا و مدیریت بلایا و یكشنبه 21 آبان ماه به عنوان فضا و توسعه پایدار نام‌گذاری شده كه در هر روز برنامه‌های ویژه‌ای با همكاری وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مربوطه برگزار می‌شود. وی خاطرنشان كرد: مراسم افتتاحیه هفته فضا روز دوشنبه كه با نام فضا و ارتباطات ماهواره‌یی نامگذاری شده، از سوی سازمان فضایی ایران و با همكاری شركت مخابرات ایران و صدا و سیما در سالن شهید قندی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزار می‌شود. روز سه شنبه 16 آبان هم مراسمی از سوی وزارت علوم و تحقیقات و فن‌آوری در سه دانشگاه صنعتی امیر كبیر، صنعتی شریف، خواجه نصیرالدین طوسی و پژوهشكده هوا ــ فضا برگزار می‌شود.


یک شعر نجومی

ماه بالاي سر آبادي است ،
اهل آبادي در خواب.
روي اين مهتابي ، خشت غربت را مي بويم.
باغ همسايه چراغش روشن،

من چراغم خاموش ،
ماه تابيده به بشقاب خيار ، به لب كوزه آب.

غوك ها مي خوانند.
مرغ حق هم گاهي.

كوه نزديك من است : پشت افراها ، سنجدها.
و بيابان پيداست.
سنگ ها پيدا نيست، گلچه ها پيدا نيست.
سايه هايي از دور ، مثل تنهايي آب ، مثل آواز خدا پيداست.

نيمه شب با يد باشد.
دب آكبر آن است : دو وجب بالاتر از بام.
آسمان آبي نيست ، روز آبي بود.

ياد من باشد فردا ، بروم باغ حسن گوجه و قيسي بخرم.
ياد من باشد فردا لب سلخ ، طرحي از بزها بردارم،

طرحي از جاروها ، سايه هاشان در آب.
ياد من باشد ، هر چه پروانه كه مي افتد در آب ، زود از آب در آرم.

ياد من باشد كاري نكنم ، كه به قانون زمين بر بخورد .
ياد من باشد فردا لب جوي ، حوله ام را هم با چوبه بشويم.
ياد من باشد تنها هستم.

ماه بالاي سر تنهايي است.


اصطلاحات نجومی

ابر اورت

ابری متشکل از هسته های ستاره های دنباله دار بی شار که منظومه ی شمسی تا فاصله ی یک سال نوری احاطه کرده کرده است. هرگز به طور مسقیم مشاهده نشده است ولی قرائن مختلفی دال بر وجود ان است. منشائ ستاره های دنباله دار از ابر اورت است.



ابر نواختر

ستاره ای که روشنی اش به ناگاه تا یک میلیون مرتبه افزایش پیدا میکند. شبیه به نواختر است ولی افزایش روشنی ان بسی بیشتر است و هرگز کاملا به روشنی اولیه اش باز نمیگردد.


تپ اختر

ستاره نوترونی که علامت های رادیویی گسیل میکند. نخستین تپ اختر در سال 1967 کشف شد.


ثابت هابل

نسبت سرعت دور شدن یک کهکشان به فاصله ی ان. این نسبت در حدود 100 کیلومتر بر ثانیه در هر یک میلیون پارسک است.




واحدی برای فواصل ستارگان و برابر است با فاصله BD در مثلث ABD. یک پارسک برابر با 30.1 میلیون میلیون کیلومتر است.


ابرهای ما ژلان

این ها ابر نیستند بلکه کهکشان اند. دو کهکشان  نسبتا نزدیک که در نیمکره ی جنوبی دیده میشوند.

شکل انها نا منظم استو نام انها از ماژلان سیاح پرتقالی که برای نخستین بار شرحی درباره ی انها نوشته گرفته شده است.


اختر نما (کوازار)

نام متداول اجرام شبه ستاره ای. اخترنماها اجرام فوق العاده درخشانی هستندکه به فواصل بسیار زیاد که مقدار عظیمی انرژی تولید میکنند. سرشت واقعی اخترنماها هنوز تحت بررسی ومطالعه است.


یون کره

چندین لا یه یونیده هوا در ارتفاعات بالای جو زمین . یون کره در بازتاب امواج رادیویی نقش مهمی را ایفا میکند.



پنهان شدن یک ستاره در پشت ماه . اصطلاح اختفا به هر موردی نیز اطلاق می شود که جرم نجومی بزرگی میان جرم کوچک و ناظر حایل شود.


شکاف کاسینی

فضایی تهی که حلقه های بیرونی زحل را از حلقه های پرنور داخلی جدا میکند.



واحد طول برابر با 10به توان 10- متر.این واحد برای اندازه گیری طول موج و فواصل بین مولکولی به کار می رود.



فاصله زمانی بین دو کسوف یا خسوف متوالی از یک دنباله.



Nasa offise

نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 توسط ali


 تصاویر برگزیده یک مسابقه عکاسی


برای دیدن ادامه ی عکس ها بروید به ادامه ی مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 توسط ali

بعضی از فضانوردان مشهور


12 اوریل1961

یوری گاگارین برای ائلین بار بدور زمین چرخش کرد


والنتینا ترشکووا اولین زنی بود که به فضا رفت


نیل ارمسترانگ وادوین الدرین اولین انسان های بودند که بر کره ی ماه قدم گذاشتند


ونس برند دونالد سالیتون توماس استافورد الکسی لئونوف و والری کوباسف در اولین موشک فضای به فضا رفتند

12 اوریل1981

جان یانگ و رابرت کریپن با اولین شاتل فضایی به فضا رفتند


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم مرداد 1389 توسط ali

نام علائم نجومی دایره البروج تمدنهای بزرگ گوناگون

بابلی مصری باستان نام امروزی(فارسی) چینی باستان


گربه نر حمل(بره) سگ
گاو آسمان سگ ثور(گاو) خروس
دو پیکربزرگ مار جوزا(دو پیکر) میمون
دوپیکر کوچک مار جوزا(دو پیکر) میمون
؟ سوسک سرطان(خرچنگ) گوسفند
شیر الاغ اسد(شیر) اسب
خوشه شیر سنبله(خوشه) مار
ترازو بزنر میزان(ترازو) اژدها
کژدم گاو عقرب(کژدم) خرگوش
؟ قرقی قوس(کمان) ببر
بز ماهی میمون جدی(بز کوهی) گاو
دول گرگ نما دلو(دول) موش صحرایی
ماهی تمساح حوت(ماهی) خوک

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم مرداد 1389 توسط ali

چرخه ي زندگي ستاره ها از سه الگوي عمومي پيروي مي كند !


هر كدام از اين الگوها به جرم ستاره بستگي دارد.

بر این اساس ستارگان به سه دسته تقسيم مي شوند.

1- ستارگان با جرم هاي بالا كه بيش از هشت برابر جرم خورشيد، جرم دارند.

2- ستارگان با جرم متوسط كه نيم تا هشت برابر جرم خورشيد, جرم دارند  را توليد كنند، است.

3- ستارگان با جرم پايين, با جرمی كمتر از يك دهم تا نيم جرم خورشيد. اشيايي با كمتر از 1/

0 جرم خورشيد به قدر كافي نيروي جاذبه دارند تا دماي هسته اي لازم براي چرخه هاي زندگي

 ستارگان تنها, ساده تر از چرخه زندگي ستارگان دوتايي يا بيشتر است.

ستارگان با جرم متوسط مثل خورشيد ( خورشيد يك ستاره ي نوع  G2VD  يك ستاره ي كوتول

ه ي زرد و يك ستاره سكانس اصلي است).

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم مرداد 1389 توسط ali


  زمان انهدام

حالابا نزدیک شدن به سال ۲۰۱۲و نیز اکران فیلم پر هزینه ای به همین نام ساخته ی رولند امریخ که روایت گر نابودی دنیا وبه عبارتی نابودی تمدن بشری در این سال بر اساس پیشگویی قوم مایا است که باعث شده شما این روز ها نام قوم مایا را بیشتر بشنوید تابه حال اقوام وافراد زیادی پیشگویی واراعه ی حس گمان  پیرامون زمان انهدام تمدن بشری کرده اند اما به راستی چرا پیشگویی این قوم تا این حد نقل محافل علمی جهان شده وحتی توجه شکاک ترین وبدبین ترین دانشمندان را به خود جلب کرده شاید با اشنای بیشتر با مایا ها بتوان به ای پرسش پاسخ داد

.: Weblog Themes By Pichak :.

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک